vahid بي تو هرگز
Joined: 26 Nov 2004 Posts: 3067 Location: Tehran
|
Posted: Tue Oct 10, 2006 2:04 pm Post subject: گفتوگو با دكتر پرويز جبهدار مارالاني رييس دانشكده فني برق |
|
|
اين متن رو چند وقت پيش توي اينترنت خوندم . شما هم بخونيد . خيلي اطلاعات بدست مياريد ...
مخصوصا دوستاني كه به فكر ارتقاي مقطع هستند . من هم ايشون رو از روي كتاب مدارهاي الكتريكي شناختم . . .
فقط 5درصد فارغالتحصيلان درايران ميمانند
۸۴/۱/۲۸ - ۱۲:۵۵ - آسيا - ليلا موسويزاده
گفتوگو با دكتر پرويز جبهدار مارالاني رييس دانشكده فني برق
گفتوگوي ما در دفتر رييس دانشكده فني برق صورت گرفت. فضايي كاملاً علمي و فرهنگي با كلي كتاب, جزوه و مقاله. دكتر پرويز جبهدارمارالاني مدير گروه برق دانشگاه تهران و چهره ماندگار رشته الكترونيك درسال گذشته است. استادي كه تاثير بسياري در رشته برق با نوشتن كتابها و تربيت دانشجويان اين رشته داشته است.
هنگام ورود به دفتر ايشان روي ميز كار او روزنامه آسيا قرار داشت, دكتر جبهدار گفت آسيا روزنامه اقتصادي است و اينجا مكان فرهنگي. اما جالبه كه در آسيا گفتوگوي با رييس كتابخانه ملي خواندم. به هر حال گفتوگويي ما در فضاي علمي و فرهنگي دانشگاه پيش رفت اما جالبه كه بگويم بيشترين محور آن را بحثهاي اقتصادي تشكيل داده است.
ميتوانم بپرسم فيش حقوقي شما چقدر است؟
فيش حقوقي محرمانه است و كسي آن را رونميكند. گرچه در مشاغل مختلف چارچوب مشخصي دارد. اما اين مساله هم در ايران و هم در كل دنيا وجود دارد كه اساتيدي كه در دانشگاه كار ميكنند مقدار درآمد كمتري از اساتيدي دارند كه در كارهاي خصوصي يا صنعتي مشغول هستند.
حدوداً تفاوتش چقدر است؟
مثلاً كسي كه در كانادا يا آمريكا دكترا ميگيرد اگر در يك شركت خارجي كار كند در سال 200 هزار دلار درآمد دارد و در دانشگاه حدود 80 هزار دلار. كه البته اين تفاوت در كشور ما بيشتر است. در ايران كسي كه در دانشگاه استخدام شود تقريباً نصف يا يك سوم درآمد دارد.
شما هيچ وقت كاري غير از تدريس در دانشگاه داشتهايد؟
ماهيت كار ما تحقيق و پژوهش است, كار غيردانشگاهي من تحقيق است.عمدتاً براي سازمانهاي دولتي تحقيق ميكنم. اما بيشتر فعاليت من در نوشتن كتاب خلاصه ميشود.
چرا براي بخشهاي خصوصي كار نكرديد؟
يكي به علاقه شخصي آدمها برميگردد, دوم اين كه ماهيت كارهاي بخش خصوصي بيشتر به صورت روتين و يكنواخت است و از نظر علمي خيلي عميق نيست,بنابراين خيلي در همه آدمها انگيزه به وجود نميآورد. اما كار كردن در دانشگاه مزيتهايي دارد كه بخش خصوصي فاقد آن است.
چه مزايايي؟
كاركردن با دانشجويان جوان كه از هوش و انگيزه بسياري برخوردار هستند و اين كه هر سال با دانشجويان جديدي آشنا ميشويم. بنابراين براي من كار كردن در دانشگاه قابل مقايسه با بخش ديگر نيست. البته اساتيدي هستند كه به هر دليلي در بخشهاي خصوصي كار ميكنند كه تجربيات آنها حاصل از فعاليتها و پروژههايي است كه در طول سالها كار در دانشگاه به دست آوردهاند. البته بخش خصوصي از فعاليت و نوآوري كمتري برخوردار است.
يعني شما فكر ميكنيد كه بخش دولتي در زمينه فعاليتهاي تحقيقاتي يا پروژههاي مختلف پيشرفتهتر از بخش خصوصي عمل ميكند؟
در بعضي از زمينهها سرمايهگذاري زيادي لازم است, كه بخش خصوصي توانايي انجام آن را ندارد. البته در تمام دنيا به اين صورت است كه در قسمت دانشگاهي در بخش دولتي نوآوري در پروژههاي تحقيقاتي بيشتر است.
چند سال است كه به كار تدريس مشغول هستيد؟
كارم را عملاً ازسال 1349 شروع كردم. در سال 1342 از دانشكده فني فارغالتحصيل شدم و پس از آن براي ادامه تحصيل به دانشگاه بركلي آمريكا اعزام شدم. پس از چهار سال تحصيل, دكتراي خود را در رشته مهندسي برق با تخصص در سيستمهاي كنترل و كامپيوتر دريافت كردم.
چه زماني به ايران برگشتيد؟
پس از تحصيل دو سال در بخش خصوصي كاليفرنيا كار كردم و طبق تعهدي كه به كشورم داشتم به ايران برگشتم.
هيچ وقت براي تدريس به خارج از كشور نرفتيد؟
براي مدت كوتاه يا تحقيقات.
آن موقع دوست داشتيد كه برگرديد؟
بله. براي اين كه ديدم امثال من در آمريكا زياد هستند و كارايي بيشتري ميتوانم در ايران داشته باشم. از عملكردي كه تا به حال داشتهام راضيام. سختيها و فشارها و مشكلات بسياري را تحمل كردم.
آن موقع كه در آمريكا تحصيل ميكرديد, شرايط دانشگاههاي آنجا با ايران چقدر متفاوت بود؟
سوال بسياري خوبي پرسيديد. آن موقع كه من به عنوان يك فارغالتحصيل دانشگاه فني به آمريكا رفتم, حس كردم برنامههاي آموزشي ما تا حدودي با آنها متفاوت است و از برخي از مفاهيم و دروس در ايران بياطلاع بوديم, ولي خوشبختانه در حال حاضر دانشجويان ما در خارج از كشور از سطح علمي بالايي برخوردار هستند, حتي برخي از درسهايي كه دانشجويان ما ميخوانند, پيشرفتهتر از خارج كشور است.
در ارتباط با برنامههاي آموزشي و كيفيت تدريس با خيال راحت ميتوانم بگويم, كه شرايط دانشجويان ما بهتر از بهترين دانشگاههاي خارج از كشور است.
چند جلد كتاب تا به حال نوشتهايد؟
در مجموع 14 جلد كتاب نوشتم. اولين كتابم را در سال 1344 وقتي در آمريكا بودم, نوشتم. در آن زمان احساس كردم در دو زمينه مشكل داريم. كتاب (مدارهاي الكتريكي) را كه در آن موقع نوشتم جاي خالي اين درس را در دانشگاهها پر كرد و بارها تجديد چاپ شد هنوز هم بعد از گذشت 30 سال يكي از كتابهاي درسي دانشگاهها است.
ويرايش اول اين كتاب 17 بار چاپ شده و در سال 1379 اين كتاب را دوبارهنويسي كردم و مطالب جديدي هم به آن اضافه شد كه تا به حال 7 بار به چاپ رسيده است. آخرين كتابم هم ترجمه كتاب «سيگنالها و سيستمها» است كه در دانشگاههاي معتبر دنيا تدريس ميشود.
از سطح زندگي خودتان راضي هستيد, منظورم اين است كه مشكل اقتصادي نداريد؟
حقوقي كه اساتيد ميگيرند براي زندگي خيلي كافي نيست. در سال 1349 وقتي من استخدام شدم از حقوقي كه از دانشگاه ميگرفتم با يك هفتمش ميتوانستم آپارتمان سه خوابه كرايه كنم. در حالي كه استاد تازهكار ما با تمام حقوقي كه دريافت ميكند, حتي با طرح اضافه حقوق به سختي ميتواند يك آپارتمان يك خوابه در مركز شهر كرايه كند. در آينده شرايط اقتصادي اساتيدي كه در دانشگاه تدريس ميكنند بسيار سختتر ميشود, مگر اين كه اساتيد از طريق پروژهها و كارهاي تحقيقاتي خارج از دانشگاه درآمد داشته باشند.
شما چطور؟
اين شانس با من همراه بود, كه فروش بعضي از كتابهاي من با استقبال زيادي همراه شد و كمبودهاي مالي من با فروش كتابها جبران شد.
يعني اين قدر فروش كتاب تاثير دارد؟
كتابي كه سالي 10 هزار تيراژ فروش داشته باشد درآمدش بد نيست.
هيچ وقت با قصد فروش كتاب نوشتهايد؟
نه من با اين قصد نيت كتاب نمينويسم. به رفع نيازهاي جامعه فكر ميكنم كه اگر با استقبال مواجه شود فروش خوبي هم دارد.
فكر ميكنم در هر كاري توجه به نياز جامعه به سودآوري كمك ميكند؟ توليد محصولي كه جايش خالي باشد؟
بله كاملاً همينطور است. اما در مجموع كتاب نوشتن سودآوري ندارد. به دليل اين كه زماني كه اساتيد براي نوشتن كتاب صرف ميكنند, اگر به حقتدريس اختصاص دهند, درآمدي بيش از 10 يا حتي 20 برابر خواهند داشت. به همين دليل است كه خيلي از اساتيد علاقهاي به نوشتن كتاب ندارند. اگر بخواهيد يك كتب 100 صفحهاي بنويسد شايد لازم باشد هزار ساعت وقت بگذاريد اگر آن هزار ساعت را با مبلغ ميانگين 10 هزار تومان تدريس كنيد, (10 ميليون) تومان ميشود. در حالي كه درآمد از كتاب 100 صفحهاي شايد حدود يك ميليون تومان باشد.
يعني كتابهاي پرفروش هم به اين صورت هستند؟
خير, اين در مورد كتابهايي است كه به يك يا دو چاپ بيشتر نميرسند. اما كسي از قبل نميداند كه استقبال از كتاب به چه صورت است.
در كدام محله تهران زندگي ميكنيد.
25 سال است كه در خيابان دولت زندگي ميكنم و در سال 1358 از پساندازهايي كه داشتم خانهاي خريدم كه از درآمد دانشگاهي من بود. بعيد ميدانم كه در شرايط فعلي هيچ استادي بتواند از درآمد دانشگاهي بتواند خانهاي بخرد. منزل من ويلايي است و آن زمان يك و نيم ميليون تومان آن را خريدم, كه قيمت آن معادل حقوق 10 سال كاركردن من بود. در آن موقع 38 سال داشتم. منظورم اين است كه خانه من آن موقع قيمتش متناسب با درآمدم بود.
فقط حقوقتان را پسانداز كرديد؟
نه من در اين ده سال پولم را راكد نگه نداشتم و سرمايهگذاري كردم.
چگونه سرمايهگذاري كرديد؟
زماني علاقه داشتم كه بروم در دانشگاه تبريز كار كنم و زميني در نزديك دانشگاه خريدم, بعد از انقلاب آن زمين را به قيمت 50 برابر فروختم. بنابراين با اين پولها همراه با پسانداز درآمد دانشگاهي خانهاي خريدم.
پس اين حقيقت دارد كه اهالي تبريز از نظر اقتصادي باهوشند؟
در اين كه تبريزيها باهوشند شكي نيست, اما همانطور كه گفتيد تبريزيها مواظب اقتصاد زندگي هستند.
اهل تبريز هستيد؟
اگر در اسم من دقت كردهباشيد (جبهدار مارالاني) كه مارالان اسم محلهايي در تبريز است كه به دانشگاه تبريز چسبيده است و من در سال 1320 در آن به دنيا آمدم. نسبت به تبريز نوعي احساس علاقه و دين داشتم و فكر ميكردم روزي براي تدريس به دانشگاه تبريز ميآيم بايد بگويم كه آن زمين را براي فروش نخريدهبودم, قصد داشتم روزي برگردم و آن را بسازم. اما به دلايلي در تهران ماندم و فكر كردم كه در اينجا زودتر به اهدافم ميرسم.
احتمالاً منزلي كه در تهران خريديد, سودش خيلي بيشتر از درآمدهاي ديگر شما است؟
خانهايي كه درتهران خريدم در خيابان (دولت) بيش از 400 برابر شده است, قيمتش حدود 700 ميليون تومان است. البته اين امر ناشي از تورم است درهيچ جاي دنيا به اين صورت نيست. وام مسكن در آمريكا و كانادا 4درصد است. البته در ايران هم قبل از انقلاب وام مسكن 4درصد بود. در حال حاضر وام با بهره 24 يا 28 درصد است. اين ناشي از سيستمهاي بيمار اقتصاد ما است. فكر كنيد يك فارغالتحصيل زبده ايران بنا به علاقه شخصياش به ايران برگردد با حقوقهايي كه افزايش پيدا كرده ماهي يك ميليون تومان ميگيرد, كه با اين درآمد باز كلي مشكل خواهد داشت.
در خارج از ايران چقدر حقوق ميگيرند؟
در آنجا ماهي 7 تا 10هزار دلار درآمد خواهند داشت كه اگر درست زندگي كنند, بيش از نيمي از درآمدشان را ميتوانند پسانداز كنند. البته ما در گذشته هم ميتوانستيم مقدار زيادي از درآمدمان را پسانداز كنيم.
پس عمدهترين عدم بازگشت فارغالتحصيلان از خارج كشور اقتصاد است؟
بله, سختي زندگي و هزينه بالاي مخارج نسبت به درآمد.
چند درصد از آنها به ايران برميگردند؟
حدود 5 درصد.
يعني 95درصد از آنها ديگر برنميگردند؟ اينكار آنها قابل توجيه است؟
اگر بتوانيم امكانات زندگي را براي آنها فراهم كنيم تا سطح بالا در حد متداول خيلي از آنها برميگردند. درآمد آنها بايد به اندازهاي باشد كه نگران اجارهخانه, شهريه مدرسه بچه و... نباشند و تعطيلات تحقيقاتي داشته باشند. يكي از مهمترين اختلاف دانشگاههاي ما با خارج از كشور عدم وجود تعطيلات تحقيقاتي و آموزشي است اساتيد ما اصلاً فرصت تحقيق و آموزش را ندارند.
شما اگر الان براي تحصيل به خارج از كشور رفته بوديد جزو آن 5درصد بوديد يا 95درصد؟
من آن موقع هم كه برگشتم, حدود 10 يا 15درصد برميگشتند. برحسب شرايط علمي و فرهنگي كشورمان هميشه امكان به كارگيري مناسب افرادي كه برميگردند وجود ندارد. اما آنها در خارج از كشور به راحتي جذب بخشهاي مختلف ميشوند. البته ساختار اصلي علمي و دانشگاههاي كشور را همان 10درصدي كه برگشتهاند تشكيل دادهاند. من نگران اين هستم كه در 10 سال ديگر چه كساني جايگزين اين افراد ميشوند.
شما به عنوان مدير گروه دانشكده برق چه تلاشهايي كردهايد, تجهيزات و آزمايشگاههاي اين دانشكده شرايط مناسب را براي فعاليت دانشجويان دارند؟
تعداد دانشجويان در هر دوره قبل از انقلاب در هر دوره 25 نفر دانشجو بود. امكانات اين دانشگاه براي 300 نفر درنظر گرفته شده, الان اين تعداد 300 نفر به 1500 نفر افزايش پيدا كرده است و اساتيد از 15نفر به 60 نفر رسيده اما امكانات آزمايشگاهي و فضاهاي موجود حتي يك و نيم برابر هم نشده است و اين فشاري براي همه است.
در صورتي كه صنعت برق و پروژههاي موفق دانشجويان ميتواند براي كشور بسيار سودآور باشد؟
صددرصد, در كل دنيا اگر به ليست نوآوريهاي دو دهه گذشته نگاه كنيم, درصدر اين اختراعات, گنجينههايي است كه بدون توسعه رشته برق و گرايشهاي مختلف آن به هيچ وجه امكانپذير نخواهد بود. از 25 رشته نوآوري در دو دهه گذشته: اول اينترنت, دوم تلفنهاي همراه, كامپيوترهاي شخصي, فيبر نوري, ايميل و... بنابراين تمام اين نوآوريها به رشته برق و كامپيوتر مربوط هستند. اين گونه نوآوريها به وسيله افراد نخبهاي كه در دانشگاهها تدريس ميكنند, ايجاد ميشود. پس بايد براي رشد استعداد و رسيدن به پيشرفتها زمينههاي مالي لازم فراهم شود. منظورم از اين حرفها اين است كه اگر ما به توسعه دانشگاهها توجه ميكرديم, شرايط خيلي بهتري داشتيم.
اين كمبود امكانات مربوط به آموزش عالي است؟
چه دولت و چه آموزش, به هر دو عالي مربوط است. اما عليرغم تمام مشكلاتي كه ما در اين چند سال داشتهايم به تلاشهاي خود ادامه داديم, ما دورههاي مختلف دكترا را در دانشگاهها تشكيل داديم. دوره دكتراي برق در دانشگاه تهران از سال 1367 شروع شده و در حال حاضر 75 فارغالتحصيل دكترا در رشته برق داريم.
اين فارغالتحصيلان در ايران مشغول هستند؟
بله در زمينههاي مختلف مهندسي برق و كامپيوتر كار ميكنند و دستآوردهاي پژوهشي آنها در حدي است كه تعداد مقالات اين دانشجويان كه در مجلات معتبر دنيا چاپ ميشود, ايران را از رده بالاي 100 به رده 30 رسانده است. اين نشان ميدهد عليرغم اين همه مشكلات اساتيد و دانشجويان بسيار تلاش كردهاند و باعث توسعه علم در كشور و كسب اعتبار بينالمللي شدهاند. اخيراً وزارتخانه علوم و تحقيقات از دستآوردهاي علمي پژوهشگران حمايت ميكنند.
به چه صورت؟
براي اين كه پژوهش در دانشگاهها توسعه پيدا كند وزارتخانه به هر مقاله خوب علمي جايزه ميدهد, اين كار انگيزه و تلاش افراد را بيشتر كرده و باعث جهش علمي پژوهشي بسياري در آنها شده است.
اين تحقيقات به مرحله اجرا هم ميرسد يا در حد مقالات و تئوري باقي ميماند؟
از بطن اين پروژهها, برخي قابل اجرا است. مثلاً براي يافتن ترك روي ريلهاي راه آهن پروژهاي اجرا كرديم, كه از طريق دستگاهي كه روي ريل حركت و عكسبرداري ميكرد, تركهاي ريل مشخص ميشد كه از آن در راهآهن استفاده ميشود. يا اين كه دستگاههايي براي جراحي طراحي شده كه با توسعه سيستمهاي هوشمند ميتوان از راه دور جراحي كرد. همچنين رباتهايي توسط آزمايشگاههاي رباتي ساخته شده كه از تير چراغها بالا ميروند و چراغها را تميز ميكنند, اين پروژه توسط وزارت نيرو به ما سفارش داده شده و ما آن را ساختهايم. نمونه آن توسط ما ساخته شده كه بايد به مرحله توليد انبوه برسد به هر حال تمام اين پروژهها با برنامهريزي و سرمايهگذاري صحيح بسيار سودآور خواهند بود, هم در داخل و هم در خارج از كشور.
از اين 75 نفر چند نفردر ايران ماندهاند؟
75 نفر دكترا و 25 نفر هم فارغالتحصيل داريم كه جمعاً 100 نفر ميشوند فقط 5 نفر از آنها در ايران ماندهاند. الان فارغالتحصيلي داريم كه دكتراي خود را از اين دانشگاه گرفته, اما در لندن جزو پژوهشگران نمونه است. همين كه دانشجويان ما در دنيا نمونه ميشوند افتخاري است براي همه ايرانيان.
اگر روزي برسد كه آنها شرايط مساعدي براي كار, تحقيقات و زندگي در ايران داشته باشند قطعاً به اين صورت باقي نميماند چرا كه مشابه آن در كشورهاي نظير چين و كره وجود دارد.
فارغالتحصيلان اين كشورها برميگردند؟
بله. چين, كره, تايوان, هنگكنگ و... زماني بيشترين فارغالتحصيلان دانشگاههاي خارجي , از آسياي شرقي بودند, اما در حال حاضر با توسعه فعاليتهاي صنعتي و رفاه در اين كشورها درصد افرادي كه به كشورشان برميگردند بالاي 90درصد است. سفري به كره جنوبي داشتم در آن سفر سوال كردم كه ميزان برگشت دانشجويان كره جنوبي كه به آمريكا ميروند چقدر است, گفتند بالاي 95درصد, اين در اثر توسعه اقتصادي آن كشور حاصل ميشود, در صورتي كه 30 سال پيش شرايط كره جنوبي از ايران بدتر بود.
اگر اين افرادي كه به خارج از كشور رفتهاند برگردند با پروژهها و كارهايي كه انجام ميدهند, ميتوانند سودآوري زيادي داشته باشند, اينطور نيست؟
صدردصد, آنها ميتوانند ارتقاي بسياري در بخشهاي فرهنگي, صنعتي و اقتصادي, آموزشي ايجاد كنند. كه بيش از سرمايهگذاري است كه دولت براي آنها انجام ميدهد.
چند درصد از اساتيد از ايران رفتهاند؟
اساتيدي كه بعد از انقلاب رفتند با اساتيدي كه چندسال گذشته رفتهاند با هم فرق دارند. اساتيدي كه در چند سال گذشته رفتند به دليل تامين نشدن نيازهايشان بود. اساتيدي كه باقي مانند دو نوع هستند, برخي ازآنها به دليل شرايط اقتصادي بيرون از دانشگاه نيازي به درآمدهاي دانشگاهي ندارند, برخي هم مثل من نيازهاي اوليه معيشتيشان از قبل تامين شده, گرچه من روزي 14 ساعت كار ميكنم بيشتر صحبت من روي فارغالتحصيلان جوان است. الان با افزايش حقوقها اساتيد ماهي يك ميليون تومان حقوق ميگيرند كه البته شرايط هم دارد, بايد روزي 8 ساعت در دانشگاه كاركنند.
چند درصد از دانشجويان ما شاغل هستند؟
قاعدتاً در دوره كارشناسي دانشجوي شاغل نبايد داشته باشيم, اگر هم شاغل باشند به دليل اجبار است. در دوره كارشناسي ارشد تعداد شاغلين بيشتر ميشود, گرچه ما آنها را به عنوان دانشجوي تمام وقت ميگيريم, حتي دانشجويان دكترا هم نبايد بيرون از دانشكده شاغل باشند اما اين مستلزم اين است كه هزينههاي زندگي آنها تامين باشد. بعضي از استادها با پروژههايي كه به آنها ميدهند به دانشجويان كمكهاي مالي ميكنند.
به عنوان يك استاد و محقق چقدر صنعت برق را در كشور سودآور ميدانيد, آيا به همان اندازه كه برق پتانسيل درآمدهاي اقتصادي دارد از آن در كشور استفاده ميشود؟
اگر صنعت برق محدود بشود به توليد, مصرف و انتقال انرژي چيزي كه اصطلاحاً به وزارت نيرو و شركت توانير ختم ميشود, بله خوشبختانه شرايط ما نسبت به اين صنعت مساعد است و به خودكفايي رسيدهايم. بيش از 90 درصد تجهيزات اين صنعت در ايران ساخته ميشوند و نيازي به واردات تكنولوژي نداريم. حتي ژنراتورها در داخل كشور ساخته ميشوند. در حال حاضر حتي صادرات برق هم انجام ميدهيم به اين صورت كه با توجه به اختلاف زماني كه در كشورهاي همسايه وجود دارد. در زماني كه پيك مصرف آنها بالا و در ايران كم است برق صادر ميكنيم. توسعه صنعت برق نسبت به ساير صنايع در دو دهه اخير بسيار چشميگر بوده. اما بخشي از مهندسي برق به صنعت برق برميگردد,مخابرات, الكترونيك, مهندسي كنترل, مهندسي كامپيوتر, مهندسي پزشكي, روباتيك, هوش مصنوعي و... مجموعه همه اين فعاليتها به مهندسي برق ختم ميشوند.
http://www.asianews.ir/main1.asp?a_id=952 |
|